الشرق الاوسط؛ فیل افغانستان در اتاق سوریه

مقالات
شخصی سازی فونت
  • کوچکتر کوچک متوسط بزرگ بزرگتر
  • Default Helvetica Segoe Georgia Times

تجربه تلخ خروج از افغانستان ایده دور شدن از ایفای نقش “اصلی” در پرونده سوریه یا “دست کشیدن از آن” را در آمریکایی‌ها تقویت کرده است و علی‌رغم همه وعده‌های آمریکا به متحدان کرد خود در شرق فرات، تجربه ثابت کرده است که تغییر ریشه‌ای سیاست‌ها، به ویژه با جو بایدن امکان پذیر است و متحدان کرد بایدن این موضوع را به خوبی با تجربه خروج از افغانستان درک کرده‌اند.

روزنامه الشرق الاوسط در تحلیلی پس از خروج شکست خورده آمریکا از افغانستان و احتمال رخ دادن اتفاق مشابه در سوریه نوشت: مصر، اردن و لبنان منتظر پیام کتبی دولت جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا هستند تا عبور خط لوله “گاز عربی” از خاک سوریه از تحریم‌های واشنگتن علیه نظام سوریه موسوم به “قانون سزار” مستثنا کند.

ضمانت‌های شفاهی واشنگتن و همچنین مکالمات مقامات ارشد آمریکا و ویلیام برنز، رئیس سرویس سیا این کشورها را متقاعد نکرده است و تجربه فعالیت با نهادهای ایالات متحده، به ویژه تجربه اخیر در افغانستان، این کشورها را ناگزیر به درخواست “پیام کتبی” کرده است.

این نمونه‌ای از نحوه برخورد متحدان واشنگتن با آن پس از تجربه افغانستان است. همچنین” افغانستان “فیل در اتاق” گفت‌وگوی میان برت مک گورک، هماهنگ کننده کاخ سفید در امور خاورمیانه و شمال آفریقا و سرگئی ورشینین، معاون وزیر امور خارجه روسیه و الکساندر لاورنتیف، فرستاده ویژه رئیس‌جمهوری روسیه به سوریه بود.

(“فیل در اتاق” اصطلاح انگلیسی است و یعنی موضوع یا مطلب ناخوشایندی که همه درباره آن آگاه هستند اما جرأت حرف زدن درباره آن را ندارند.)

صحنه‌های حرکت “طالبان” در دره‌ها و دشت‌های افغانستان به سمت کابل و هرج و مرج خروج و تخلیه آمریکایی‌ها پس از دو دهه بر روی میز مذاکره آمریکایی و روسی قرار داشت.

هیئت روسیه معتقد است که غرب باید سخنرانی‌های خود را درباره “ملت سازی” متوقف کند، زیرا همه تجارب آن از لیبی گرفته تا عراق و افغانستان شکست خورده است و این بدان معنا است که روسیه بیشتر قادر به درک کشورها و “ملت سازی” است و اجازه تکرار شکست غرب در سوریه با از بین بردن نهادها و نقشه‌های آن را نخواهد داد. به عبارت دیگر، خواسته روسیه از غرب؛ تقویت نهادهای سوریه از جمله ریاست جمهوری و بازگرداندن حاکمیت کامل آن است، طوری که جایگزین آن، کنترل “طالبان سوریه بر سوریه” نباشد.

سفر بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه به روسیه و دیدار وی با ولادیمیر پوتین، همتای روس خود بیانگر این خواسته روسیه است. دیداری که در آن پوتین علی رغم تبریک پیروزی بشار اسد در انتخابات با کسب ۹۵ درصد از آرا و همچنین حمایت از تسلط ارتش سوریه بر ۹۰ درصد از خاک این کشور گفت: تنها مانع در مسیر بازسازی سوریه حضور نیروهای خارجی و برخی هسته‌های تروریستی است.

این همچنین به معنای حمایت از دولت سوریه در گسترش حل و فصل اوضاع در جنوب، تحت فشار قرار دادن کردها و دمشق برای آغاز گفت‌وگوی سیاسی تحت عنوان “بازگرداندن حاکمیت” است. این فشار بر اساس سیاست و توصیه‌های میخائیل بوگدانوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه در دیدار وی با الهام احمد، رئیس کمیته اجرایی شورای سوریه دموکراتیک (مسد) و با تشویق یا جلوگیری نکردن از بمباران متحدان آمریکا در شرق فرات که مانع اعمال حاکمیت هستند، صورت گرفته است.

این مساله کشورهای عربی را تشویق می‌کند تا روابط خود را با دمشق عادی کنند یا مانع این عادی سازی روابط در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی نشوند. اما درباره سیاست داخلی سوریه نیز باید گفت که مخالفان دیگر اعتباری برای مسکو ندارند و از نظر روسیه هیچ‌گونه مخالفت مشروعی در این کشور وجود ندارد.

روسیه حاضر به پذیرش مسؤولیت شکست و چشم دوختن به کودتای آمریکا در سوریه نیست؛ چراکه علی‌رغم همه وعده‌های آمریکا به متحدان کرد خود در شرق فرات، تجربه ثابت کرده است که تغییر ریشه‌ای سیاست‌ها، به ویژه با جو بایدن امکان پذیر است. متحدان بایدن این موضوع را با تجربه خروج از افغانستان و سپس امضای توافقنامه سه جانبه با انگلیس و استرالیا بدون اطلاع اتحادیه اروپا درک کرده‌اند.

همچنین، تجربه افغانستان بر تفکر آمریکایی‌ها در ژنو تاثیر گذاشت و ایده دور شدن از ایفای نقش “اصلی” در پرونده سوریه یا “دست کشیدن از آن” را تقویت کرد. آمریکا به یکباره از سیاست ” فشار حداکثری” در زمان دونالد ترامپ، رئیس جمهوری سابق این کشور به غفلت از سوریه روی آورد. این اعتقاد وجود دارد که تجربه ۱۰ ساله این اعتقاد را در تیم جدید آمریکا در سوریه تقویت کرده است که روس‌ها نمی‌خواهند یا قادر به ایجاد تغییر در رفتار نظام دمشق نیستند. در هر دو حالت، واشنگتن خود را خالی از مهمات می‌بیند، یا نمی‌تواند و نمی‌خواهد از ابزارهایی که در اختیار دارد، مانند تحریم‌ها، حضور نظامی و به انزوا کشاندن سوریه استفاده کند.

بر این اساس، احساس عدم تمایل به تغییر اساسی مسیر در هر دو جهت یعنی “عادی سازی جزئی” و “عدم اعمال فشار حداکثری” وجود دارد، طوری که اوضاع به همین شکل باقی بماند تا زمانی که شگفتی بعدی آمریکایی‌ها برای متحدان و مخالفان آشکار شود.

علی رغم این مسائل؛ به نظر می‌رسد تنها مساله‌ای که در دستور کار روسیه و آمریکا در سوریه وجود دارد، کمک‌های بشردوستانه، روابط میان دمشق و کردها، روند کمیته تدوین قانون اساسی و اجرای قطعنامه شماره ۲۲۵۴ شورای امنیت است.