دوستان! انقلابیون! مردم!

من مظفر محمدی امشب حرفم را با این سوال شروع می کنم
چطور میتوانیم رژیم را محاصره کنیم؟
جنبش سرنگونی و مبارزه سیاسی این روزا و شب ها، در خیابان چه از جانب انقلابیون و چه دشمن هنوز جنگ ایذایی است. در این جدال هر دو طرف تلفات هم میدن. این جدال ایذایی اگر به همین شکل ادامه پیدا کند، نیروی کم تر بیشتر فرسوده می شود. دشمن نیروی ذخیره عظیمی دارد. نیرویی که هر آن میتوان به میدان بیاورد. ارتش، سپاه، میلیشیای حزب الله و بسیج و غیره. توده های کارگر و زحمتکش هم نیروی ذخیره انقلابیون در خیابان اند. دشمن اگر لازم باشد نیروی ذخیره را به میدان می آورد و انقلابیون را محاصره کرده و به تنگنا و نهایتا به عقب نشینی وادار می کند.
اما ما هم امکان اینکه دشمن را محاصره کنیم را داریم. چطور؟
این کار ممکن است وقتی ما همزمان با جدال درخیابان، جبهه های دیگر نبرد را بگشاییم. یعنی صحنه های جدال در کارخانه، مدارس و دانشگاه ها، محلات و پشت بام های شبانه محلات و غیره هر کدام به شیوه خود باز و فعال شوند.
معمولا گفته می شود که جنبش سیاسی برای سرنگونی دیگر جنبش مطالباتی نیست. اما این مطلق نیست. اگر این را مطلق کنیم و همه نیروها را به خیابان دعوت کنیم امکان مانور سیاسی و اجتماعی را از کلیت نیروی جامعه سلب کردیم.
مثالی می زنم:
در جریان تظاهرات های ضد رژیم شاه، ما معلمان سنندج کانون معلمان را سازمان دادیم و بعنوان یک صحنه سیاسی وارد جدال شدیم. اولین تجمع معلمان با حضور نیروهای امنیتی رژیم برگزار شد، چند روز بعد موسسین اصل کانون بازداشت شدند. آنوقت ما را به پادگان سنندج بردند بعد در ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت شاه) جلسه ای ترتیب دادند و ما را با دستها و چشمان بسته از زندان پادگان به ساواک بردند. ما با پدیده ای روبرو شدیم که انتظارش را کم داشتیم. از ما طلب صلح کردند. گفتند مردم را از خیابان جمع کنید و هر چه بخواهید ما گوش می کنیم. هم ما و هم آنها می دانستند که این کار نشدنیه. به ما گفتند کانون شما برای خواست معلمان نیست برای اضافه شدن به خیابان است. گفتیم ما اگر به خیابان برویم همان خواست مان را مطرح می کنیم که برچیدن اختناق و برچیدن ساواکیها که اغلب مدیران و همکارانشان بودند، از مدارس است...
ما آزاد شدیم و به مدارس و خیابان برگشتیم و با هر تظاهرات خیابان مدارس تعطیل و به خیابان می رفتیم.
کارگران بیکار اتحادیه بیکاران را تشکیل دادند و در خیابان فریاد می زدند: "ما گرسنه ایم" و...
این همان چیزی است که من ان را محاصره دشمن از هر طرف می نامم.
اینکه با شروع تظاهرات خیابانی و شعار سرنگونی، جنبش های اجتماعی دیگر مانند کارگران شاغل، کارگران بیکار، معلمان، دانشجویان و دانش آموزان و غیره به خانه می روند یا بر سرکارشان به معنای این است که خیابان اول و آخر کار است. و این یعنی ادامه عملیات ایذایی که دشمن در آن قوی تره و فرسایش ما در آن ممکن است.
6 شبانه روز خیابان مهر خود را کوبیده است. با تعرضش، با شعارهای رادیکال و انسانی اش، با عدم توهمش به بالاییها و جناح ها، با مخالفتش با دخالتهای خارجی، با مرزبندی با قوم پرستی و تفرقه قومی و مذهبی در صفوف مردم، با اتمام حجتش با کلیت نظام سرمایه داری و جمهوری اسلامی بعنوان دولت این نظام که مسبب فلاکت و تباهی جامعه است.
خیابان مهر خودش را کوبیده است. اما هنوز با محاصره دشمن از هر طرف فاصله داریم. و این حتی یک روز دیرتر به دشمن امکان می دهد نفس تازه کند و برای زدن و تهدید و دستگیری و حتی کشتن دستش باز باشد.
کجان کارگران شاغلی که تا دیروز دستمزد بالای خط فقر می خواستند، لغو قراردادهای سفید امضا میخواستند. کجایند کارگرانی که تا همین امروز حقوق معوقه چندین ماهه دارند؟ حقوق هارا داده اند مگر؟
کجایند اون لشکر بیکارانی که در جامعه فقیرترین و گرسنه ترین و ژنده پوش ها و با کفش های سوراخ و پا برهنه ها هستند و خود و فرزندانشان بجای تحصیل در خیابان دستفروشی می کنند؟ کجایند این لشکری که بیمه بیکاری بخواهند؟
کجایند معلمانی که تا دیروز درب وزارت وادارات اموزش و پرورش را ازپاشنه می کندند.
شاید فکر کنید ما را امروز بخاطر خیابان می گیرند و می زنند. ولی این حقیقت ندارد.
دمگر عبدی را بخاطر تظاهرات خیابانی گرفتند یا رضا شهابی یا خیلی های دیگر را
کجایند محلات فقیر نشینی که کمرشان زیر بارهزینه های زندگی و کرایه خانه و اوراق برق و آب نسخه های دارویی که روی دستشان مانده و مشغول پرستاری از بیماران و معتادانشان هستند؟
این نیروی عظیم انسانی باید جبهه مبارزه شان را باز کنند. آن عرصه هایی که قبلا گشوده شده بود و با شروع جدال خیابان آن را فعلا بسته اند را باز کنید!
سران دولت سرمایه داران یکی پس از دیگری می گویند مردم حق دارند برای مطالبات و حق شان مبارزه و اعتراض کنند. ریاکارانه می گویند مردم گرسنه حق دارند بر ظالمان و دزدان نان سفره مردم بشورند...
ما باید دشمن را از هر طرف محاصره کنیم. و این ها آن عرصه ها و جبهه های مبارزه و نبرد طبقاتی و اجتماعی و انسانی اند که باید گشوده شوند.
هر بخش کارگری و توده ای و اجتماعی فکر کند آن بخش پابرهنه ها و گرسنگان خیابان برایشان انقلاب هدیه می دهد به شدت در اشتباهند. انقلاب بدون محاصره همه جانبه دشمن از خیابان تا کارخانه و تا جنبش بیکاران و معلمان و محلات و دانشگاه و همه گوشه و زوایای جامعه پیروز نمی شوند. ما هنوز باید در تدارک انقلاب باشیم. در تدارک سازماندهیش. رهبری اش و به میدان آمدن همه ی صفوف گرسنگان که بجز قلیلی در صفوف طبقات داراها ونیمچه داراها، همه گرسنه اند.
کسی فکر کند بازگشایی صحنه های اجتماعی گسترده از کارخانه با همان مطالبات تا کنونی که همان نان، کار، آزادی است یعنی افزایش دستمزدها به بالای خط فقر، بیمه بیکاری، پرداخت فوری حقوق های معوقه، حقوق ناچیز معلمان، بیکاری کمرشکن جوانان، ستم و تبعیض جنسی و نابرابری تحمیل شده به زنان که نصف جامعه اند، از خیابان و خواست سرنگونی عقب تر است، به شدت اشتباه می کند و انقلابیون خیابان را از پشتیبانی توده ای عظیم کارگران و معلمان و زنان و بیکاران و جوانان و دیگر اقشار اجتماعی محروم و تنها می کند... این مطالبات همان نان، کار،آزادی است که تو خیابان فریاد زده می شود.
هر خواستی و شعاری و مطالبه ای از دستمزد و بیمه بیکاری و حقوق معلمان و بازنشستگی و ازادی و برابری زن و مرد و ازادی زندانیان و ازادی دستگیرشدگان این روزها... همه و همه جز برای تحقق همان نان، کار، آزادی نیست.

از این رژیم نان بخواهی سرنگونی خواستی، کار بخواهی سرنگونی خواستی، آزادی بخواهی سرنگونی خواستی یا بده یا برو خواستی. نمیدهند. این رژیم فاسد سرمایه داری چنان پوسیده وگندیده است که قادر به چکاندن قطره ای بیشتر به سفره گرسنگان نیست. باز پس گرفتن داراییهای جامعه از بیت رهبری و سپاه پاسداران و اختلاس گران ودزدها و طبقات دارا که تا خرخره خورده و برده اند، غیر ممکن است. این را خود دشمن هم می داند. حتی جرات اینکه وعده ای هم بدهند ندارند. چون می دانند که فردا مردم خرخره شان را می گیرند. بودجه شان را نگاه کن. این بودجه تنها برای تحکیم نهادهای نظامی و امنیتی شان در داخل و خارج کشور در لبنان و سوریه و عراق و یمن نوشته شده...
نان، کار، آزادی شعار محوری این جنبش است. معنای راه حل نجات زندگی ده ها میلیون انسان گرسنه جامعه ما است.
باز میگویم، دستمزد بالای خط فقر همان نان است. پرداخت فوری حقوق های معوقه همان نان است. بیمه بیکاری همان نان است. علیه گرانی همان خواستن نان است.
ولی این رژیم توان تامین این نان را ندارد. ما میخواهیم یا این نان، کار و آزادی را بدهد یا برود.
با این شعار محوری نان، کار، آزادی می توان و باید صحنه های نبرد طبقاتی و انسانی و اجتماعی را باز گشود.
کارگران برای این خواست پایه ای جامعه که فقط خواست این چند صدهزار و میلیونی نیست به خیابان آمده اند باید به میدان بیایند و به شیوه خود عمل کنند. بهر شیوه که می توانند. تجمع، تحصن، اعتصاب.
بیکاران برای خواست بیمه بیکاری مکفی به میدان بیایند و تجمع و تحصن کنند و جنبش عظیم بیکاران را حول همین شعار بیمه بیکاری که همان نان، کار، آزادی است تشکیل دهند.
معلمان هم همینطور..
کسی که فکر می کند بخاطر خیابان رفته ها و انقلابیون می آیند و می گیرند و سرکوب می کنند به شدت اشتباه می کنند.
مگر رضا شهابی و رفقای دیگر کارگرش بخاطر خیابان دستگیر و زندانی است؟
مگر عبدی و همکارانش بخاطر خیابان زندان رفته اند؟
مگر کارگران معدن بخاطر خیابان شلاق خوردند؟
مگر دختران جوان و زنان بخاطر خیابان، هر روزه در خیابان تحقیر ومورد تعرض وحشیانه قرار گرفته اند؟
مگر ده ها میلیون انسان جامعه بخاطر خیابان، گرسنه و بی حقوق به بیماری وبی دارویی و بی نانی محکوم شده اند؟

باید دشمن را همه جانبه و در همه عرصه های محاصره کرد. این تنها راه و نزدیکترین راه پیروزی انقلاب ایران است.
اگر این عرصه ها گشوده نشوند، جنگ وجدال خیابانی می تواند به تلفات بیشتر ما و به فرسوده شدن نیرو وحتی نهایتا خطر یاس منجر شود.
کارگران شاغل، حقوق معوقه ای ها، لشکر کارگران بیکار و جوانان بیکار، معلمان گرسنه و زیر خط فقر، بازنشستگان، زنان، معتادان، تن فروشان. که خیل عظیم گرسنگان اند اگر هر کدام در محل های کار و زندگی صحنه مبارزه و جدال برای نان، کار، آزادی را نگشایند دربه تاخیر انداختن و طولانی شدن مبارزه ی انقلابیون خیابان نقش دارند و فردا خود را نمی بخشند. این کار با صدور بیانیه و حمایت و غیره فقط، نمیشود!
تا 6 روز قبل آمار اعتصابات کارگری و معلمان و بازنشستگان و بیکاران سرسام آور بود. ولی امروز همین مبارزات در شرایط متفاوت و فضای امروز معنا و اهمیت دیگری دارند. جدا از هم و هر کس پی کار خودش نیست. مطالبه و شعار امروز سراسری است. نان، کار، آزادی است. این مطالبات جواب نگرفته ی تا حالای طبقه کارگر و گرسنگان جامعه همه امروز در این شعار و مطالبه سراسری و واحد جای دارند.
بیمه بیکاری یعنی نان یعنی کار یعنی ازادی و الی آخر
صحنه های نبرد طبقاتی و مطالبات اجتماعی را بگشاییم. تجمعات و تحصن واعتصابات واعتراضات را گسترش دهیم. اگر دشمن قبلا و تا 6 روز پیش یکی یکی اعتراضات را سرکوب می کرد امروز دیگر برایش غیر ممکن است چون همه در یک قالب واحد و خواست و شعار سراسری جمع شده است. و من این را اسمش را می گذارم محاصره دشمن از همه جوانب و عرصه ها و صحنه های محل کار و زندگی و محلات....
با مبارزات همه جانبه و در همه اشکال و با همه نیرو دشمن را محاصره کنیم. جمهوری اسلامی امروز رژیم 6 روز پیش نیست. ما هم مردمان 6 روز پیش نیستیم. ما این را امروز مدیون انقلابیون و گرسنگان و پابرهنه هایی هستیم که شبانه روز به دشمن تعرض کردند. گفتند نان، کار، آزادی یا برو!
اما گذاشتن تعیین تکلیف نهایی و سرنگونی و وظایف انقلاب را تنها بردوش خیابان گذاشتن، اشتباه عظیمی است که می کنیم. ما در تدارک انقلابیم. خیابان فقط و فقط یک عرصه و صحنه است و به تنهایی علیرغم هر فداکاری قابل ستایش پیروزمان نمی کند. ما درگشودن همه عرصه ها، خیابان را هم تقویت می کنیم وگرنه فرزندان و همسرنوشتان گرسنه ما در خیابان زخمی و کشته و دستگیر و نهایتا خسته و فرسوده می شوند. این ظلمی است که جامعه اگر بکند به انقلابش کرده است و به خودش و نان سفره بچه ها و نان، کار، آزادیش کرده است... این گوی و این میدان.
ما با جنگ نهایی فاصله داریم. اگر همه عرصه ها بجنبند این فاصله نزدیک تر و کم تر می شود. وگرنه طولانی و پردرد سرتر خواهد شد. کوتاه کردن زمان پیروزی در دستان طبقه کارگر شاغل و بیکاربا تجمعات و اعتراضات و تحصن و اعتصاباتی که کم نکرده وتجارب کمی ندارد و بخاطرش زندان رفته و شلاق خورده. در دستان معلمان و جوانان در مدارس و دانشجویان و زنان است که تا حالا روزمره بخاطر ازادی و برابری کم نجنگیده اند ودر دست گرسنگان محلات فقیرنشین و در دست تن فروشان و قربانیان اعتیاد و... است
پس بجنبیم. همه. در هر کجا هستیم همانجا. در کارخانه، در مدارس و دانشگاه ها، در محلات و هر کجا هستیم. هیچ چیزی را ول نکنیم و هیچ مبارزه ای را تعطیل نکنیم و هیچ مطالبه ای را تاقچه نگذاریم و منتظر خیابان ننشینیم و خیابان را تنها نگذاریم. دشمن را از همه جا محاصره کنیم. این رمز پیروزی ما است. زنده باشید!