جامعه کردستان در تب و تاب رهایی از بحران سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است که گریبانگرش شده است. اعتراض و تجمع و تظاهرات مردم آزادیخواه کردستان در شهرهای سلیمانیه و شهرک های دیگر این منطقه از خواست اصلاح وضع موجود که سه دهه در انتظار آن نشستند، عبور کرده و خواستار تغییر بنیادی است. این یک گام به جلو است! تحقق این خواست انسانی و برحق را باید با آگاهی و چشمان باز نگریست.

آنچه که امروز مردم کردستان باید بدانند و چه باید کرد:
1- نباید با قیام بازی کرد. عصیان و شورش های کور، نتیجه اوضاع نامطلوبی است که از دو طرف به مردم تحمیل شده است. یکی سیاست و عملکرد ضد مردمی حکام شکست خورده است که کارد را به استخوان مردم رسانده و بخشی از جامعه را به عصیان و شورش بهر قیمت می کشاند و جریانات فرصت طلب دیگر با هدف گرفتن ماهی از آب گل آلود بر آتش این عصیان می دمند. دوم غیاب یک رهبری سیاسی واقع بین، انسانی و انقلابی است که اعتراض و نفرت جامعه انسانی بجان امده را سازمان داده و بطرف پیروزی قطعی هدایت کند.

2- بدون اتحاد و سازمان و رهبری منسجم و سراسری هرحرکت اعتراضی ولو برحق، پیروزی نمی آورد. اگرجامعه کردستان در رد قطعی حاکمیت و تجربه ی شکست خورده ی سه دهه آن یک گام به جلو رفته است، اما این آگاهی و هشیاری بدون روشنی گام بعدی، ناتمام، ناقص و بدون هدف می ماند. مردم کردستان با رد حاکمیت تا کنونی نیمه راه را رفته اند، اما نیمه دوم راه تا به امروز تاریک و ناروشن است. بدون روشنی بقیه ی راه که همان اتحاد و سازمان و رهبری و نقشه راه درست است، هم خطر به بیراهه رفتن و دنباله روی از سیاستهای ارتجاعی جریانات گرگ در لباس میش در کمین است و هم دشمن را به وسوسه سرکوب و انتقام گرفتن می اندازد. سرکوب مردم عاصی و به جان آمده با گلوله و باروت و گاز اشک آور برای دشمن بسیار آسان تر از روبرو شدن با توده های گسترده مردم سازمانیافته و با رهبری و نقشه و سیاست روشن است.

3- باید دست دشمن را خواند و قبل از وقوع خطر آن را شناخت. خطر جدی امروز برای مردم کردستان سیاستهای احزاب شکست خورده و احزاب جدیدی که می خواهند بر موج نارضایتی مردم سوار شوند، راه گشودن برای دخالت تام و کمال دولت مرکزی عراق و اشغال کامل کردستان و الحاق اجباری آن تحت حاکمیت قومی، مذهبی و عشیرتی فاشیست بغداد است. این هدف شوم را باید شناخت و برای جلوگیری از آن آماده شد. نفرت از حاکمیت خودی و یاس و استیصال و نا آمادگی مردم بدون رهبری واحد و افق و سیاست روشن، به تحقق این امر ضدانسانی کمک می کند. این استیصال را در میان بخشی از مردم که فکر می کنند در بازگشت حکومت شبه صدامی عبادی زندگی آرام و مرفه خواهند داشت و حقوق های معوقه و آب و برق و نان به سفره شان می اورد، دیده می شود. این یک خطر مهلک و سناریوی سیاه تری است که باید برای خنثی کردن آن تلاش کرد. و این کار عصیان و شورش های کور و بی هدف روشن نیست. کار رهبران و سازمان دهندگان جامعه برای هدایت مبارزات و سازماندهی برای در دست گرفتن اداره امور از کارخانه تا محله و دانشگاه و مدرسه و شهر است.

4- گام بعدی همزمان با آگاهی های فوق و تامین رهبری با افق و سیاست روشن، سازمان دادن نیروهای مردمی برای اداره جامعه در هر شهر و بخش و محله است. باید به موازات حاکمیت پاشیده ی احزاب میلیشیایی، سازمان های مردمی اداره جامعه تشکیل شوند. شوراها و انجمن های شهر و کمیته های محلات و انتظامات و امنیت و نمایندگی های مردمی و کمیته های سرپرستی تامین نیازمندیهای ضروری جامعه باید بدیل حاکمیتی شوند که شکست خورده و تنها راهی که برایش مانده است توسل به زوراسلحه است. فراموش نکنیم که سرکوب جوانان و مردم عاصی که بهر کاری ولو بهر قیمت دست می زنند بدون اینکه گام بعدی معلوم باشد، برای دشمن بسیار آسان تر و عملی تر است. سازمان های توده ای حاکمیت بدیل را نمی توان با زور اسلحه از بین برد. مردم باید از امروز تمرین حاکمیت از پایین و با دخالت مستقیم خود در شهرها و محلات و کارگاه ها و مدارس و ادارات را شروع کنند.

کارگران، زنان، مردان، جوانان و مردم آزادیخواه کردستان!
شما گام هایی به جلو برداشته اید و باید راه برگشت را سد کنید. برگشتن جامعه به حاکمیت احزاب میلیشیایی و یا تسلط و اشغال کردستان توسط حکومت بغداد، تنها زمانی ممکن است که :

1- اهداف شوم دشمنان قدیم و جدید و بخصوص دشمنان در لباس دوست شناخته نشود
2- ازهمین حالا هدف و تمام نقشه و تمام راه روشن نباشد و اتحاد مردم در سازمان های توده ای و اجتماعی و رهبری هشیار و انقلابی برای هدایت مبارزات مردم تامین نگردد.
3- عصیان های کور و بی هدف و بی نقشه و بی الترناتیو جای مبارزات سازمانیافته و متحد و با رهبری روشن بین و سیاست و افق را بگیرد و خیابان و جنگ و گریزهای خیابانی جای بدیل شوراها و انجمن های مردمی اداره جامعه از کارخانه تا مدرسه و محلات کار و زندگی و گوشه و زوایای جامعه را بگیرد.

این ها کارهایی است که نباید کرد و اتفاقی است که نباید گذاشت بیفتد تا راه برای چه باید کرد درست هموار شده و از هر گونه هرز نیرو و اتلاف وقت جلوگیری گردد.

فعالین سیاسی و اجتماعی و کارگری!
آزادیخواهان دلسوز و آگاه!
خود بپذیرید و توده های مردم بجان آمده را به این واقعیت های چه باید کرد و چه نباید کردها، آگاه کنید و به عرصه ی سازماندهی جامعه نوین کردستان بیاورید. ممکن کردن پیروزی در دستان شما است. با چشمان باز به این واقعیت ها بنگرید و با آگاهی و روشن بینی کامل و سیاست و رهبری هشیار و انقلابی، راه پیروزی را هموار سازید!
مظفر محمدی
دسامبر 2107