اخیرا ترامپ رئیس جمهور ششلول بند آمریکا، با امضای سند برسمیت شناختن اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل و بحث انتقال سفارت آمریکا به این شهر، ضمن اینکه میخی بر تابوط دستیابی به صلح میان فلسطین و اسرئیل کوبید، در آتش جنگی خانمانسوز دیگر دمید.

تصمیم ترامپ با مخالفت سازمان ملل و کشورهای اروپایی و کشورهای دنیای عرب و بسیاری از کشورهای خاورمیانه و همزمان اعتراض شدید حماس و الفتح واقع شد. دامنه اعتراض به تصمیم ترامپ و مخاطرات آن برای صلح میان اسرائیل و فلسطین، حتی انگلستان متحد قدیمی و همیشگی آمریکا را نیز وادار به واکنش کرد. اما و علیرغم این، کنگره نمایندگان و سنای آمریکا از این تصمیم حمایت کردند. لازم به ذکر است این تصمیم از سال ١٩٩٥ و در زمان ریاست جمهوری کلینتون، در هیئت حاکمه آمریکا گرفته شده بود و اجرای آن را به زمانی مناسب که منافع آمریکا ایجاب کند واگذار کردند.

این تصمیم تا کنون موجی از نگرانی در میان مردم اسرائیل و فلسطین و خاورمیانه و همزمان مردم متمدن و صلح طلب جهان را دامن زده است. بدنبال امضای این تصمیم از جانب ترامپ، حماس انتفاضه سوم را اعلام کرده و محمود عباس نیز آنرا نشانه این نامید که آمریکا در قضیه فلسطین دیگر نه میانجیگر بلکه در جبهه ای ایستاده است.

در اینکه چنین تصمیمی میتواند جنگی خونین را در میان اسرائیل و فلسطین دامن بزند، تردیدی نیست. خطری که از هم اکنون علائم آنرا به راحتی میتوان دید. اینکه چرا امروز دولت ترامپ و کنگره مجلس نمایندگان و سنای آمریکا وقت مناسبی را برای امضای چنین تصمیمی میدانند، دلیل آن مثل تمام جنگ طلبی های تاریخی این کشور، موقعیت منطقه ای و جهانی آمریکا است.

زمانی هیئت حاکمه آمریکا پای چنین تصمیم جنگ طلبانه ای رفته است، که در میدانهای وسیع جنگ طلبی خود دستاوردی جز شکست نداشته است. دو دهه گذشته دولتهای مختلف آمریکا با هدف تضمین کدخدایی خود بر جهان و برای بهبود موقعیت لطمه خورده خود و پایان کلانتری یک جانبه اش، در راس ماشین تروریسم عنان گسیخه و همزمان دامن زدن به جنگ و جنایاتی بوده که چهره جهان را تغییر داده و ناامنی، جنایت، لشکر کشی و تروریسم را در همه جهان در ابعاد بی سابقه ای افزایش و به مشخصه دنیای امروز تبدیل کرد. حمله به عراق و نابودی این کشور و سرانجام شکست در آن، به همراه خود موجی از تروریسم و کانگستریسم و آدم کشی اسلامی را پروراند. بحران خاورمیانه و جنگ لیبی و شراکت امریکا و فرانسه و...، اکنون لیبی را به میدان مجموعه ای جریان جنایتکار، فرقه های مذهبی و قومی و بازار برده فروشی آنها تبدیل کرده است. سوریه و تبدیل آن به ویرانه ای بر شانه های آمریکا و همپیمانان او و همزمان عروج انواع باندهای آدمکش تا دندان مسلح از جمله جبهه النصر و شاخه های القاعده و داعشی که امروز موی دماغ تمدن در خارمیانه است، و نهایتا شکست در این میدان از دستاوردهای این دوره آنها است. در عراق با دخالت وسیع و نابودی عملی موصل و جنگی وسیع خانمانسوز، عملا هم خود آمریکا و هم متحدین او چون عربستان، به ایران و.. باخت. در کره شمالی با تهدید و عربده کشی ترامپ، علیه قلدر حاکم بر این کشور، عملا سایه ترس و نگرانی از جنگ هسته ای را بر جهان گستراندند. هیئت حاکمه آمریکا در این دو دهه به عنوان راس تروریسم رسمی و دولتی جهان و به عنوان مادر دهها باند و جریان آدمکش، همه دخالتگریهای نطامی فوق را به نام "صلح برای جهان و مقابله با تروریسم" به مردم جهان فروخته است.

امریکا برای جبران هر باخت و شکستی در هر گوشه ای از جهان، بلافاصه در گوشه ای دیگر محور شری تراشیده و به جنگ دیگری دامن زده است. ترامپ، این "امتیاز" را دارد که نسبت به روسای قبلی آمریکا در این چند دهه، بیش از همه زرادخانه نظامی آمریکا را زنده و فعال نگهداشته است و صدها میلیارد دلار اسلحه و ابزار کشتارهای دستجمعی را روانه بازار جهانی کرده و فروخته است!

نتیجه تا کنونی جنگ طلبی های هئیت حاکمه آمریکا و بدنبال و به موازات آن تحرکات نظامی قدرت های حاکم در سایر کشورها، علاوه بر کشتار میلیونی مردم محروم و بیگناه، علاوه بر آوارگی و خانه خرابی دهها میلیون انسان، علاوه بر ویرانی چند کشور و ریشه کن کردن نشانه های تمدن در خاورمیانه، تحمیل یک عقب گرد بزرگ به کل بشریت حتی در خود آمریکا و کشورهای غربی است.

اینکه مالتی میلیاردر آمریکایی، در راس بزرگترین ماشین جنگی جهان و در قامت رئیس جمهور آمریکا، امروز شعله ور کردن آتش جنگ در فلسطین را "زمان مناسبی برای منافع خود" میداند، به این امید که مشکلات داخلی و موقعیت ضربه خورده جهانی را "بهبود" دهد، در خود هیئت حاکمه آمریکا با تردید روبرو است!

این تحرک، حلقه دیگری از تلاش بورژوازی آمریکا برای خروج از موقعیت "بازنده " است! تلاشی برای توجیه و حاشیه ای کردن شکستهای این دوره و سرپوش گذاشتن بر ناتوانی در پاسخ به نیازهای شهروندان در خود آمریکا است! این بار تاوان شکست و سقوط موقعیت "ممتاز" آمریکا، و بحران و بن بست های اقتصادی را باید بار دیگر کودکان و مردم محروم فلسطین، مردم صلح دوست اسرائیل، و مردم در خاورمیانه بپردازند.

بی شک مقابله با این سیاست و عقب راندن گانگستر حاکم و کل هیئت حاکمه آمریکا، کار بشریت آزادیخواه است. ماشین جنگی ترامپ را باید افسار کرد. برسمیت شناختن اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل، باید به عنوان سیاستی جنگ طلبانه محکوم شود.

حزب کمونیست کارگری ایران حکمتیست (خط رسمی)

٩ دسامبر ٢٠١٧