١٦ آذر در راه است. این روز تاریخا، روزی است که جامعه به دانشگاه و نسل جوان چشم میدوزد تا صدای حق طلبی و عدالتخواهی مردم آزادیخواه را از نسل جوان در دانشگاههای سراسر کشور، بشنود. طبقه کارگر ایران، همراه با میلیونها زن و مرد، دختر و پسر،  از مراکز کار تا صف میلیونی بیکاران، از محلات محروم و کارگری تا مراکز تحصیلی و...، همه امیدوارند دانشگاه بار دیگر به میدان حق طلبی آنها، به سنگر انساندوستی و اعلام برابری انسانها علیه حاکمین و استثمار کنندگان تبدیل شود. امیدوارند امسال با دخالت و همت نسل جوان کمونیست و آزادیخواه،  ورق در دانشگاه به نفع انسانیت، تمدن و به نفع محرومان برگردد و دانشگاه از دست مجیز گویان حکومت، تشکلهای دست ساز آنها، مدافعان رنگارنگ حاکمیت و ارگانهای مختلف آنها،  بیرون اید.

 ١٦ آذر روزی است که نسل جویای تحصیل طبقه کارگر، نسل جوان آزادیخواه در دانشگاه،  میتواند صدای اعتراض اکثریت محروم را، برساند! بار دیگر کانالی باشد که از آن جامعه،  صدای اعتراض اکثریت جوانان برابری طلب و آزادیخواه را به سراپای حاکمیت و قوانین آن، به محرومیت، فقر، بیکاری، به بردگی مزدی، بردگی جنسی و به زندان و استبداد، بشنود! سنگری باشد تا بار دیگر از آن به نمایندگی مردم در سراسر ایران، نه به جنگ و جنایت در کل منطقه و دخالت ایران در آن، نه به تفرقه و تقسیمات قومی و مذهبی، نه به زن ستیزی و کودک آزاری، و در یک کلام نه به وضع موجود، اعلام شود! 

 امروز دامنه فقر و بیکاری، دامنه دزدی و چپاول و فساد مالی، دامنه استثمار و قساوت و بیرحمی بورژوازی حاکم و دولت آن به جایی رسیده که حتی خودی هایشان نیز به حرف آمده اند. امروز روسای قبلی و نمایندگان بالای جمهوری اسلامی که از مسند قدرت کنار گذاشته شده اند، هشدار میدهند و نگرانی خود را از خیزش محرومین و طغیان میلیونی آنها و خطرات آن برای حاکمین اعلام میکنند و تلاش دارند پرونده ای سفید برای آینده خود درست کنند. امروز دامنه فقر و بی حقوقی اکثریتی بزرگ از مردم و فاصله عمیق طبقاتی آنها با صفی از مالتی میلیاردرها و صاحبان سرمایه که دهها برابر دو سه دهه قبل دارایی جمع کرده اند، چنان زمخت و زشت و عریان است، که حاکمیت را نگران خطر طغیان و عروج آتشفشان خشم محرومین، علیه وضع موجود کرده است. این واقعیت که مردم ایران و خصوصا طبقه کارگر و محرومین "کارد به استخوانشان رسیده" و صدای اعتراض و نفرت آنها همه جا از محل کار و صف بیکاران تا مراکز تحصیلی شنیده میشود، را دیگر نمیتوان زیر تبلیغات و وعده های "گشایش اقتصادی" مخفی کرد.

 

جمهوری اسلامی، آخرین کارتهای بازی خود برای فریب مردم ایران را بکار برده است. امروز جمهوری اسلامی و روسای آن، روشنفکران بورژوا و شاعر و نویسندگان مجیز گوی آنها، وکلا و مبلغین آنها از مجلس تا دانشگاه، از مساجد تا همه رسانه های آنها، تلاش میکنند با اتکا به سلاح زنگ زده "وطن پرسی" و "ایرانیت"، با "به رخ کشیدن" نقش جمهوری اسلامی در خاورمیانه و دخالتهای آنها به نام "عظمت" ایران،  ما را ساکت نگاه دارند و به خدمت خود بگیرند! تلاش میکنند به بهانه "منافع ملی" و "دفاع از وطن"، جایی که برای دهها میلیون کارگر و زحمتکش جز اسارت و بردگی و فقر و استبداد ارمغانی نداشته است، "وطنی" که برای اکثریت شهروندان اش حتی جای امنی برای زیست نیست،  ما را تسلیم کنند.

 

تلاش میکنند با سلاح "دفاع از وطن" و "خطر" حمله به آن از جانب دولتهای مرتجع از آمریکا تا اسرائیل و عربستان و خطر تبدیل شدن ایران به سوریه ای دیگر، پدیده ای که خود حاکمیت در ایران نیز یکی از اکتورهای  فعال است، ما را از هر اقدام اعتراضی و انقلابی، از هر حق طلبی و خواست و مطالبه انسانی، بر حذر دارند. تا در این منجلاب جهانی و منطقه ای، در این باطلاق مسابقه خشونت و تهدید و جنگ طلبی، ما را به سکوت، آرامش و تسلیم بکشانند و غرق کنند!

 

 دانشجویان آزادیخواه و کمونیست!

 امروز بی اعتباری جمهوری اسلامی و سران آن واقعیتی انکارناپذیر است. حتی در میان نورچشمی های شان کسی نیست که منکر بی حقوقی اکثریت مردم ایران باشد. روزنامه های رسمی و مقامات "بلند پایه" و مهره های اصلی جمهوری اسلامی، از آنهایی که در حصراند، تا کسانی که در لباس دفاع از "عدالت" چهره عوض کرده اند و تا بیت رهبری، همگی از اوضاع بد معیشت و فقر و محرومیت میگویند و اما همگی تلاش دارند ما را به صبر و شکیبایی دعوت کنند و وقت بخرند.

 

تردیدی نیست با ادامه حاکمیت اینها، آینده ای جز سیاهی و تباهی بیشتر، در چشم انداز نیست. مشکل توهم به حاکمیت نیست! مشکل پراکندگی صف ما محرومین، صف مدافعان آزادی، برابری، و صف ما آزادیخواهان، ما کمونیستها است. مشکل قدرت آنها، که در مقابل صف میلیونی ما ناچیز است، نیست! مشکل صف پراکنده ما است!

 

امروز هر کمونیستی در ایران، از دانشگاه تا محله، از محل کار تا محل زندگی،  باید برای اتحاد، برای قانع کردن، برای افق دادن به این صف،  و برای متحد کردن آن، در هرکجا و به هرشکل و در هر سطحی که میتواند،  تلاش کند. جامعه ایران و نسل جوان آن،  تشنه آزادی و رفاه و سعادت است. این بر دوش ما کمونیستها و آزادیخواهان است که این صف را متحد کنیم و این صف را به قدرت خود و به توانش برای بهبود، رفاه و امنیت و دنیای آزاد و برابر امیدوار، و متکی کنیم.

 ١٦ آذر برای ما مناسبتی است که صدای این صف و قدرت و توان آنرا در دفاع از انسانی ترین و قابل دفاع ترین مطالبات نشان دهیم. ١٦ آذر روز نه گفتن رسای ما به جنگ و جنایت در خاورمیانه، نه گفتن ما به فقر، بیکاری و محرومیت و استبداد،  است. روز نه گفتن ما به نفرت پراکنی های و جنگهای قومی، ملی و مذهبی، است. ١٦ آذر امسال میتواند روز اعلام برابری و همسرنوشتی همه کارگران، همه محرومان در سراسر خاورمیانه و کل جهان، باشد! روز اعلام برابری همه مستقل از جنسیت و جغرافیای محل تولد و زندگی، مستقل از  زبان و فرهنگ و نژاد و اعتقادات مذهبی و پیشینه ملی،  و روز دفاع از هویت انسانی همه مردم در سراسر ایران باشد! 

 مردم آزادیخواه ایران، طبقه کارگر و میلیونها انسان شرافتمند شایسته دنیای بهترند و این دنیا با دخالت ما و با اتحاد این صف ممکن است. جامعه باید در ١٦ آذر صدای این صف را بشنود. این صدا و آرزوهای این صف در اعماق جامعه ریشه دوانده است. این صدا، صدای آزادیخواهی، صدای عدالتخواهی طبقه کارگر، صدای زنان و مردان برابری طلب و صدای صدها هزار زن و مرد، پیرو جوان و دهها هزار کودک زلزله زده و آواره، و ناجیان و حامیان میلیونی شان در سراسر ایران،  است. این صدا توسط ما و از بلندگوی دانشگاه  در ١٦ آذر باید شنیده شود.

 نباید اجازه داد روسای حاکمیت و نمایندگان دولت و ولی فقیه به عنوان مسببین وضع موجود، جسارت کنند و بلندگوی دانشگاه را در روز ١٦ آذر در دست بگیرند و به رجزخوانی در توجیه لجنزاری که به نام زندگی به اکثریت بزرگ مردم ایران تحمیل کرده اند، بپردازند.

 

رفقا!

 ١٦ آذر میتواند رنگ عدالتخواهی و افق انسانی را بر خود داشته باشد. در مقابل هویت تراشی های کاذب قومی و ملی و مذهبی، که از بالا و پایین،  توسط ارتجاع حاکم و ارتجاع در اپوزیسیون به جامعه پمپاژ میشود، میتوان مهر هویت انسانی و برابر شهروندان جامعه، از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب کشور، را بر پیشانی جامعه کوبید!

رفقا! این مهم به اتحاد و کاردانی، به هوشیاری و به کار اجتماعی و کمونیستی تا کنونی و به توان بسیج و اتوریته و نیروی پشت سر شما بستگی دارد. جامعه چشم امید به دانشگاه دوخته است!  این امید،  در جواب شما به نیازهای مبرم شرایط موجود، تحقق خواهد یافت. باید ورق را برگرداند، باید دانشگاهها را دوباره فتح کرد!

 

حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست(خط رسمی)

دهم آذر ١٣٩٦- اول دسامبر ٢٠١٧