اینجا ایران است! از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب انسانهایی که این شب و روزها نخوابیدند. از اصفهان و تهران و دماوند تا همدان و ارومیه و همه شهر و روستاهای کردستان و کرمانشاه، از کارگران چادرملو تا کارگران و آوارگان افغانی، تا کارگران نانواخانه های مریوان که شبانه روز کار کردند و نان پختند، از زن و مرد و پیر و جوان و کودکانی که قلکها یشان را خالی کردند و اسباب بازی هایشان را هدیه فرستادند، از خانواده هایی که وسایل خانه شان را تقسیم کردند، از اکیپ های پزشکی و پرستاران و دارو خدمات پزشکی تا مهندسان و تکنیسین های برق و آب رسانی و...، که روانه مناطق زلزله شدند تا ......

اینجا ایران است و روز و شبهایی که مردم زلزله را خجالت زده و لبخند و امید و دلگرمی را به زلزله زدگان هدیه دادند. یاد عزیزان از دست رفته را گرامی داشتند. مردم مصیبت زده ای که برای لحظاتی هم شده درد و غم عزیزانشان را فراموش کردند و کنار جاده ها با پلاکادرهای در دست نوشتند: مردم، دوستان، از شما متشکریم! مردمان مصیبت زده ای که فریاد زدند، این نان ها و وسایل را به منطقه زهاب ببرید، ما نان داریم! و گفتند، آنجا بروید که همه خانه ها بر سر مردم فروریخته، همه کشته یا زخمی شدند.

اینجا ایران است. اینجا سرزمین جلوه های انسانی اتحاد و همبستگی و همدلی با قربانیان قهر طبیعت است. اینجا سرزمین قیام انسانیت علیه نژاد و قومیت و مذهب است.

و اینجا ایران است. سرزمین توحش و بربریت نظامی به نام جمهوری اسلامی. نظامی که این روزها میلیون ها انگشت اتهام به سویش دراز است. از مسکن مهری که بر سر ساکنینش خراب شد، از اعزام نیروهای سپاه و بسیج و ضد شورش اش بجای چادر و آمبولانس و پزشک و دارو و نان و آب. از اعزام دزدان سر گردنه بگیر برای کج کردن سر کاروان های کمک به مرزهای عراق و سپردن به حشد شعبی آن طرف مرزها. از پنهان کردن آمار قربانیان و دست کشیدن از بیرون آوردن کشته های زیر آوار، از رها کردن زخمی ها و کشته ها دردامان مادران و پدران و سپردن زنده ها به دست شبهای سرد پاییزی بدون سرپناه و گرما و نان و آب تا انها هم بمیرند. از مصادره کمک های مردم و توزیع آن به نام سپاه و طلبه های قم و مشهد و آخوندهای بی حیا و شرم! از تبعیض بین انسان هایی که از جانب انها به کرد سنی، کرد شیعی، اهل حق و غیره تقسیم شدند. و فریاد مردمانی که غرق در خون و اندوه و لرزان از سرما فریاد زدند: دزدها! دروغگوها، قاتل ها! بی شرف ها! کشته هایمان را زیر آوار نگه داشتید تا آمارشان را مخفی کنید و بجای ٣ هزار نفر بگویید ٣٠٠ نفر کشته شدند. کمکهای مردمی و پتو و چادر و شیرخشک بچه هایمان را دزدیدید، ما را در سرما و گرسنگی و بی آبی تنها گذاشتید. ما را رها کردید تا بمیریم، پزشکان تان را به نجف و کربلا فرستادید و...

آری اینجا ایران است! سرزمینی با دوچهره و دو تصویر و شکاف و دره ای عمیق بین دژخیمی به نام حاکمیت و جامعه ای مملو از انسانیت. بین سپاه و بسیج با خیل وسیع مردم داوطلب که دارو ندارشان را با همنوعانشان تقسیم کردند.

مردم انساندوست بار دیگر با جلوه های با شکوهی از انسانیت و برابری، نشان دادند که شایسته نیستند چنین نظامی بالای سرشان حکومت کند. مردمی که نه از سر صدقه و خیرات، بلکه از سر انساندوستی و همبستگی و همسرنوشتی بپا خاستند و در این روزهای سخت و نفس گیر دستهایشان را بهم دادند. دستهایی که پوسته ضخیم و کثیف قومیت و زبان و مذهب را دریدند و کنار زدند. این دست ها باید برای همیشه و تا پس گرفتن قدرت و نان و آب و داراییهای این سرزمین در دست هم و متحد بمانند.

مردم!
زنان، مردان، جوانان و کودکان عزیز!
دوستان!

شما شایسته بیشترین قدردانی و الگوی انساندوستی و برابری طلبی برای کل بشریت هستید. و این تازه قطره ای از دریای عزم و اراده انسانی شما برای التیام درد و رنج زلزله زدگان امروز و برای ساختن دنیایی آزاد و امن و مرفه و خوشبخت برای همه شهروندان این مملکت است.

قربانیان زلزله نباید زمستان سرد و بی سرپناه و گرسنه و بی دارو را انتظار بکشند. گام بعدی فشار اجتماعی عظیم در شهرهای ایران و کردستان بر دولت است که نزدیک به یک میلیون انسان بی سرپناه را اسکان دهد. با سرعت و به فوریت مسکن مناسب تا زمانی که خانه هایشان ساخته می شوند، فراهم گردد. روحانی بی شرم گفته ما به شما وام می دهیم و خودتان خانه هایتان را بسازید! این دهن کجی به قربانیان این فاجعه را نپذیرید و نبخشید. قربانیان را در سوگ عزیزان و در سوز سرمای زمستان و در فقر و بی پناهی تنها نگذارید. از دولت غاصب همه داراییهایی مملکت بخواهید که خسارت کامل زلزله زدگان را بپردازد. خانه هایشان را بسازد و هزینه کامل زندگیشان را تامین کند. تنها بودجه یک سال ارگانهای جاسوسی، یک سال بیت رهبری، یکی از زندانها و شکنجه گران و یک سال حزب الله برای این کار کفایت می کند. این گام بعدی است تا زمانی که کل داراییهای مملکت را از حلقومشان بیرون می کشیم و سرنوشت خود را با دستان خود می سازیم. تجارب آزادیخواهی و برابری طلبی و انساندوستی امروزتان را سرمایه حرکت های انسانی و اجتماعی و اتحاد خود برای ساختن آینده کنید. نگذارید این نسیم انسانی از وزیدن بیفتد. این نسیم باید به طوفان خشم ما علیه دشمنان دروغگو، قاتل و دزد تبدیل شود.

یاد کودکان پرپر شده و همه عزیزان از دست رفته را گرامی می داریم و فراموش نمی کنیم. مصیت دیدگان را تنها نمی گذاریم. فعالین کارگری و اجتماعی و همه شخصیت های انساندوست، می توانند کمیته های حمایت دایمی تر از زلزله زده ها در همه شهرها را تشکیل دهند تا مانند چتری از حمایت مستمر بر سر زلزله زدگان برپا بماند و به کمک و حمایت توده های میلیونی مردم شهرها تامین زندگی و امنیت و آسایش شان را از جانب دولت پیگیری کند.


زنده باد انسانیت !
زنده باد اتحاد و همدلی و برابری

حزب کمونیست کارگری –حکمتیست (خط رسمی)

۲٥ آبان ۱۳۹۶- ۱٧ نوامبر٢٠١٧