سیاست جدید دولت ترامپ در قبال ایران، تحریم سپاه پاسداران بعنوان نهادی حامی تروریسم، زیر سوال بردن محتوای برجام، و تلاش هیئت حاکمه آمریکا برای سختگیری های بیشتر علیه برنامه غنی سازی ایران، بار دیگر کیس ایران، شکاف با آمریکا، و آینده آن را به معضلات جدید مناسبات بین المللی تبدیل کرد.
سرباز کردن این شکاف، تحریم سپاه بعنوان اصلی ترین بازوی نظامی جمهوری اسلامی، تحریم سپاه بعنوان یکی از نهادهای میلیتاریستی منطقه و عظیم ترین کارتل اقتصادی انحصاری ایران، عواقب غیرقابل پیش بینی هم از نظر اقتصادی و هم نظامی و سیاسی دارد. عواقب سیاسی و اقتصادی که جمهوری اسلامی ایران تلاش میکند، بیش از همه و هرکس، آن را برسر مردم ایران و مردم منطقه خراب کند. عواقبی که علاوه بر بازتاب آن در ایران و در تغییر تعادل و توازن قوا بین مردم و حاکمیت، مناسبات بین المللی ایران در وهله اول با آمریکا و متحدین آمریکا در منطقه، چون عربستان و اسرائیل و ترکیه، و در وهله بعدی با برخی از کشورهای اروپایی، را بحرانی تر خواهد کرد.
اما در بعد سراسری، تحریم سپاه، اعمال محدویت بر آن و منزوی کردن آن، توسط آمريکا و دولت ترامپ بعنوان نیروی اصلی تروریسم دولتی عنان گسیخته و بین المللی، نمی تواند از جانب نیروهای مترقی، طبقه کارگر و کمونیست ها، نه مورد اعتراض و نه مورد پشتیبانی قرار گیرد. ترامپ و کاخ سفید و سپاه و روحانی و سردار قاسمیانی و خامنه ای، از نقطه نظر مردم ایران و از نقطه نظر مردم عراق و منطقه، برادران خونی و هم خانواده هستند، که با هم در جدال اند. این فاز جدید را باید، تنها بعنوان داده و شرایط جدید، دید و مسیر پیشروی خود در دل آن را بازتعریف و هموار کرد.
باید از تبدیل شدن مردم ایران و مردم منطقه، از تبدیل شدن اکثریت محروم جامعه، طبقه کارگر، جوانان محروم و زنان آزادیخواه، به گوشت دم توپ جدال در کمپ دشمنان، به تحمیل فقر و فلاکت و خانه خرابی و جنگ بیشتر بر آنها، جلوگیری کرد. از نقطه نظر منافع مردم ایران و مردم منطقه، از نقطه نظر منافع طبقه کارگر و اکثریت محروم مردم ایران، این فاز از جدال بین نیروهای مرتجع جهانی، تنها و تنها شرایط مبارزه برای دستیابی به یک زندگی بهتر، یک زندگی امن، برای مقاومت در مقابل عواقب زیانبار جدال در صف دشمنان آن، را تغییر و آن را باز تعریف میکند. مردم ایران، طبقه کارگر، اکثریت محروم جامعه، فاکتورهای جدید اوضاع را درمیابد، در دل آن راه پیشروی در شرایط جدید را باز تعریف میکند.
وظیفه یک نیروی مترقی و مدافع اکثریت مردم محروم ایران و خاورمیانه، نه انتخاب بین ترامپ یا روحانی و خامنه ای که مقابله فوری با خراب شدن عواقب جدال در کمپ ارتجاع، بر سر آنها است. مقابله با تحمیل فقر و فلاکت و بیکاری و نپرداختن دستمزدها، است. ادامه اعتراض علیه فساد و گندیدگی مزمن اختلاس تعمیم یافته و افسار گسیخته، مقابله با تحمیل اختناق و سرکوب، مقابله با سیاست های میلیتاریستی جمهوری اسلامی در منطقه و علیه این یا آن بخش از مردم ایران، راه دفاع از خود در این میدان است.
راه پیشروی، مقابله با پروپاگاندهای ناسیونالیستی حکومت و اپوزیسیون طرفدار حکومت است، که برای سرباز گیری برای نظام در جدال با قطب مقابل، شال و کلاه کرده اند. راه پیشروی، ادامه و گسترش اعتراضات برای معیشت، رفاه، آزادی های سیاسی و عقب زدن دست تعرض حکومت است. باید سپاه و بیت رهبری و رئیس جمهور و مجلس و همه نهادهای قدرت را، به نیروی خود عقب نشاند، و سرانجام به زندگی و اقتدارشان بر جامعه، خاتمه داد.
راه پیشروی، منزوی کردن ناسیونالیسمی است که در شکاف جدید با آمریکا، نوستالژی کشاندن مردم به پشت سر روحانی و مقام معظم و سرداران سپاهی، چون قاسمیانی، را در سر میپروراند. راه پیشروی عقب زدن اپوزیسیونی است که نوستالژی "فتح کربلا و فرهنگ شهادت اسلامی" دیروز را، جایگزین نسخه جدید "فرهنگ شهادت برای عظمت ایرانی در منطقه"، در سر میپروراند! راه پیشروی منزوی کردن طیف روشنفکران چپ ضد امپریالیستی است که هرگز در تمام دوران حیات خود، رفاه و آزادی مشغله شان نبوده است. راه پیشروی منزوی کردن ناسیونالیسمی است که در این شکاف، نوستالژی «رژیم چینج» جدید به مهندسی ترامپ را در سر میپروراند! و در انتظار حکومت نظامیان فوکول کراواتی است که به قیمت سرکوب و اختناق "تمامیت ارضی" را پاس دارند! یک رکن پافشاری بر منافع مستقل خود، بر منافع مستقل طبقه کارگر و بر منافع مستقل و مستقیم مردم ایران و مردم در خاومیانه، مقابله با این جنبش ها و تلاش برای منزوی کردن انها است. راه پیشروی، بازگو کردن حقایق مربوط به جدال هیئت حاکمه آمریکا، و در راس آن ترامپ، با جمهوری اسلامی ایران است.
پشت پرده این فاز از جدال ترامپ با سپاه، حقایق دیگری که کاملا خلاف آنچه هیئت حاکمه آمریکا اعلام میکند، خوابیده است. مسئله نه تروریسم سپاه است و نه ترمیم صورت حساب مالی برجام و نه توهم جنگ با ایران و رژیم چینج در ایران.
سرباز کردن مجدد این شکاف، بیش از آنکه در مورد ایران باشد، در مورد خود آمریکا، معضلات اقتصادی و بحران حکومتی، و شکاف آن با اروپا، و رقابت با رقبای اقتصادی در خاور دور و رقابت با قدرت نظامی روسیه است. کیس ایران ، و تلاش برای محدود کردن دامنه عمل آن در منطقه و در کنار متحدین سنتی آمریکا، در جهان چند قطبی که در آن آمریکا قادر به حفظ حتی ژست ریاست بر جهان غرب نیست، برای ترامپ و هیئت حاکمه آمریکا، فرجه، فرصت و امکانی است که در دل ان و از طریق آن بر معضلات داخلی سرپوش بگذارد! مفری است که از طریق آن، شکاف با اروپا و رقابت با قدرت اقتصادی چین و قدرت نظامی روسیه را، حل و فصل کند. ریشه جدال ترامپ با جمهوری اسلامی ایران، در وهله اول خارج از ایران است. باید حقایق این تقابل را گفت، و در مقابل عواقب جدال در صف دشمنان، خود را هرچه بیشتر در همه عرصه ها، قدرتمند کرد.
ثریا شهابی
١٦اکتبر ٢۰١٧