کانونهای صنفی سراسری معلمان بیانیه و فراخوانی به تجمع در ١٣ مهر  روز جهانی معلم برای پیگیری خواستهایشان صادر کرده است. معلمان دراین فراخوان با شعار خط فقر سه میلیون، حقوق ما یک میلیون اعتراض خود را به این وضعیت اعلام داشته و به خواست و مطالبات معلمان که در قطعنامه‌هایشان بارها اعلام شده است. از جمله، افزایش دستمزدها به بالای خط فقر، تحصیل رایگان، آموزش یکسان برای همه، لغو مدارس خصوصی، بازسازی مدارس ناامن و... تأکید گذاشته‌اند.

 همزمان جمعی از فعالان صنفی معلمان از استانهای مختلف نامه ای به  حسن روحانی نوشته و در این نامه مطالبات خود  از جمله آزادی فوری معلمان زندانی را خواستار شده اند.

این یادداشت خطاب به بیش از یک میلیون معلم، این آموزگاران علم و روشن گری و علیه جهالت و خرافات است. قبل از هر چیز لازم است نگاهی به تجارب تا کنونی بیندازیم و ببینیم جنبش مطالباتی و حق طلبانه معلمان از کجا به امروز رسیده است، محدودیت ها و موانع آن چیست و به کجا می رود.

 در وزارت آموزش و پرورش حدود یك میلیون معلم  زیر خط  فقر مطلق  و گرسنگی محض زندگی می‌كنند. تجمعات معلمان در دو دهه اخیر که اغلب در آستانه بازگشایی مدارس در تهران و شهرستان ها ، آغاز می شود، همواره  با حمله پلیس جمهوری اسلامی مواجه  و زمانی که نمایندگان تشكلهای صنفی معلمان از استان های سراسر كشور برای  گردآهم آیی به  تهران آمده اند، دستگیر و مورد ضرب و شتم و اهانت قرار گرفته اند. اکنون در پاییز ٩٦ و اوایل مهرماه امسال ما بار دیگر شاهد کشمکش های معلمان و دولت خواهیم بود که معمولا تا پایان سال تحصیلی بطور متناوب ادامه خواهد داشت.

 آیا دور جدید مبارزات معلمان شاغل و بازنشسته،  انتظار دردناك و  فقر طاقت فرسایشان را خاتمه خواهد داد؟ برای جواب به این سوال بار دیگر لازم است كه تجارب تا كنونی را یاد آوری و راهكارهای آینده را بررسی كنیم.

 معلمان و کانونهای صنفی شان برای هر گونه پیشرفت در فعالیت و مبارزه شان، نیازمند بررسی  تجارب مثبت و منفی و طرح سوالات متعددی است که  جواب میخواهند. از جمله،  دلیل دستاوردهای کم مبارزات دو دهه معلمان تا كنون  چیست؟ آیا معلمان و بخصوص تشكلهای صنفی شان از موقعیت اجتماعی و ظرفیت مبارزاتیشان کاملا استفاده می کنند؟ و روشها و تاکتیکهای مبارزاتی موثر کدامند؟ و ...

 

در اینجا مختصرا به بررسی این تجارب می پردازیم:

 ١ - عملکرد رهبری تشکل های صنفی و سراسری معلمان

 عدم تمرکز، عدم پیگیری مستمر و نا هماهنگی تشکلهای صنفی و سراسری،  یکی  از موانعی است که مبارزات معلمان با آن روبرو است. بجز در مواردی چون روز معلم و آغاز سال تحصیلی،  تشکلهای  صنفی در هر شهر به ابتکار خود و در حد ظرفیت و آمادگی اعضا یا معلمان و فرهنگیان آن شهر مبارزه می کنند. كانونهای صنفی محلی زیادی عملا تعطیل شده و بخشی از فعالین حقوق معلمان تحت تعقیب و آزار قرار گرفته و یا به تبعید، تهدید، اخراج و بخشا زندان محكوم شده اند. به این معنا می بینیم كه  ظرفیت و توانائی و نیروی میلیونی معلمان هنوز یک کاسه نشده است.

 رهبری سراسری تشکلهای معلمان در این رابطه نقش تعیین کننده داشته است. زمانی  آقای محمود بهشتی دبیرکل وقت کانون صنفی معلمان اظهار داشت که "در صورتی که راهی برای ادامه فعالیت کانون در چارچوب قانون و مقررات وجود نداشته باشد، این نهاد منحل خواهد شد!" و یا آقای اكبر باغانی دبیر كانون و هاشمی دبیر كل سازمان معلمان اظهار داشت که " آمده ایم تا وفای به عهد و پیمان را به نمایندگان مجلس یادآوری نماییم". اما تجربه نشان داد که دو دهه انتظار معلمان برای احقاق حقوق شان و وعده دولتمردان به جایی نرسیده است.

 این در حالی است که معلمان میدانند اصلی ترین گام این است که قانون و مقرراتی که فرهنگیان را به این حال و روز انداخته است باید تغییر کند. این چه قانونی است که حتی جمع شدن جلو مجلس و تضرع خواهی هم در آن جرم است. به گفته یکی از فعالین معلمان، "راه مبارزه با این اختناق، توسل به بالا نیست تنها یک مبارزه متحد و سازمانیافته می تواند مبارزه معلمان را به پیروزی برساند و سد اختناق را بشکند."

 

 ٢ - اشکال و روشهای مبارزاتی

راه و روشهای مبازاتی تا کنونی  كمتر کارساز بوده اند. از جمله این شگردها نامه نگاری به مقامات دولتی و اخیرا نامه سرگشاده به روحانی، تجمع  جلو مجلس و اتکا به وعده های دولتمردان است. این کار بخودی خود ایرادی ندارد بشرطی که پشت آن توهم و بدنبال آن انتظار نباشد. بارها تعدادی از فرهنگیان حق التدریس یا نمایندگان تشکلهای صنفی معلمان و یا بازنشستگان جلو مجلس جمع شده و به وعده های توخالی نمایندگان مجلس گوش داده و به سر کار یا خانه برمیگردند. سوال این است که از رییس جمهور و نمایندگان مجلسی که خود در انداختن معلمان به این روز سهیم اند، چه توقع و انتظاری میتوان داشت؟ طبق قوانین امنیتی جمهوری اسلامی وظیفه و ماموریت دولتمردان و نمایندگان مجلس اسلامی ساکت کردن معلمان و فرستادنشان به خانه است. بعلاوه، نمایندگان مجلس آدمهای آلت دست و بی اختیاری بیش نیستند  كه نباید ذره ای به آنها متوهم بود و یا فکر کرد که کاری از دستشان ساخته است. تجارب تا کنونی نشان داده است که تصویر یک  موقعیت مظلومانه و اتنظار ترحم از کسانی که معلمان را به این روز انداخته اند هیچ حقی به دست نمی آید!

 حضور در مدارس و نرفتن سر کلاس و به اصطلاح تحصن هم شیوه ای است که حدی دارد و دو سه روز بعد خود معلمان و دانش آموزان را هم خسته میکند. آنهم در شرایطی که در مدت تحصن هیچگونه فعالیت ورزشی، هنری و فرهنگی و تفریحی و یا سمینار و سخنرانی و غیره در کار نیست که جای درس و کلاس را پر کند.

 بیاد بیاوریم که مبارزات گسترده معلمان در سالهای ٨٢ و ٨٣ نقطه عطفی در تاریخ جنبش حق طلبانه معلمان است. در این سال ها ابتدا در شهر یزد همایشی از فعالین کانونهای صنفی تشکیل و این شهر به مدت یک سال بعنوان دبیرخانه تشکل های سراسری فرهنگیان انتخاب شد. و بیانیه ای صادر گردید. متعاقبا در گیلان همایشی از تشکل های فرهنگیان سراسر کشور تشکیل و در اینجا هم بیانیه ای صادر شد.

 در هردو بیانیه های یزد و گیلان که به امضای کانون های صنفی معلمان تهران و ٢٠ تشکل دیگر در شهرهای بزرگ ایران رسید، علیرغم تهدیدات شورای امنیت ملی و شانتازهای خاتمی و تحریک خانواده های دانش آموزان علیه معلمان، برنامه های معینی برای مبارزات معلمان از جمله،  تجمع سراسری و تحصن، حضور در مدارس و عدم حضور در کلاس ها، تداوم تجمع یکشنبه ها در مقابل سازمان ها و ادارات آموزش و پرورش، تحریم امتحانات پایان سال، توقف احضارها و آزادی همکاران دستگیر شده و...، به تصویب رسیده و اعلام گردید. در آن زمان وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد که ٣٠ درصد حقوق معلمان افزایش می یابد و طرح ارتقای شغلی اجرا می شود. اما بر اثر وقفه در مبارزات معلمان  این وعده هیچ وقت به عمل در نیامد.  

 

٣ - معلمان از موقعیت اجتماعی و ظرفیت مبارزاتیشان  تا کنون استفاده نکرده اند

 معلمان از موقعیت اجتماعی و شخصیتی بسیار خوبی در جامعه برخوردارند. این قشر محبوب به هیچ کس بدهکاری ندارند و صمیمانه و دلسوزانه نسلها را آموزش و پرورش میدهند. میلیونها دانش آموز از متحدین معلمانند. معلمان میلیونها انسان سمپات، دوست و متحدخود در میان خانواده دانش آموزان دارند. معلمان سمپاتی ودوستی وسیع اجتماعی را پشت سر خود دارند...

 متاسفانه تا کنون نه نیروی خود معلمان به تمامی به میدان آمده و نه سمپاتی وسیع اجتماعی پشت خواستهای عادلانه و انسانی معلمان بسیج شده است.  نیروی آکتیو در مبارزات کنونی یکهزارم کل نیروی اجتماعی معلمان نیست. راه هرگونه پیشرفت در پشت سر گذاشتن این موانع و انتخاب و اتخاذ شیوه و راههای موثر و رادیکال مبارزه  و استفاده از همه نیروی معلمان و ظرفیتهای اجتماعی اش است.

 

 پیشروی معلمان در گرو فاکتورهای زیر است:

وجود یک رهبری سراسری  روشن و مصمم و جدی و رادیکال

بجز در موارد معینی که نمونه هایش در بالا ذکر شد، با معیار عملکرد و شیوه های مبارزه تا کنونی، باید متاسفانه گفت که رهبری کنونی به شدت متوهم و نگاه به بالا و عدم اتکای کامل به کل نیروی اجتماعی معلمان برای تحقق خواستهایشان است. این رهبری به نیروی واقعی معلمان و در نتیجه بسیج آن ها باور ندارد یا متکی نیست. كانونهای  صنفی معلمان اگر بخواهند تشكل واقعی و رادیكال معلمان باشد، باید اولا به نیروی میلیونی معلمان و حامیان در میان دانش آموزان واولیایشان و دیگر طبقات و اقشار زحمتكش جامعه متكی باشد و دوما مطالبات معلمان را  بدون توهم از دولت و مجلس اسلامی و با قاطعیت تمام پیگیری كرده و در مقابل هرگونه طفره روی و بی تفاوتی و جواب سربالا و یا تهدید سركوب با جدیت بایستد.

 كانون صنفی معلمان میتواند و باید ابزار مبارزه معلمان مبارز و رادیكال باشد. رهبران و فعالینی كه  نماینده انجام یك وظیفه انسانی و تاریخی  در احقاق حقوق توده معلمان و اعاده حرمت و آزادی ورفاه به  معلمان و خانواده هایشان هستند.

 

انتخاب  تاکتیک وشیوه های موثر مبارزه

 اعتصاب سراسری و همزمان و هماهنگ، موثرترین روش مبارزاتی  و کارساز است. تحصن ها و اعتصابات پراکنده و جدا از هم  در هر محل برای خود چندان موثر نیست. اعتصابات عمومی و سراسری معلمان و فرهنگیان در زمان های معین، جامعه را تکان میدهد و گوش مسوولین دولتی را برای شنیدن حرف نمایندگان معلمان باز و آنها را به تجدید نظر در برخوردشان به خواستهای معلمان وامیدارد.

 مذاکره نیز یک تاکتیک و شیوه مبارزه برای طرفین دعوا است. از این شیوه هم باید به درستی استفاده کرد و تسلیم وعده و وعیدهای طرف مقابل نشد. تا زمانی که آموزش و پرورش و دولت،  نمایندگان منتخب معلمان یا تشکلهایشان را برای مذاکره به رسمیت نشناسند، هچگونه مذاکره خارج از این چارچوب و یا هر گونه تصمیم یک جانبه قابل قبول نیست.

شیوه هایی که در مواردی اتخاذ شده اند، مانند اعلام روز معلم به عنوان روز اعتصاب غذا و رفتن به گورستان ها، در واقع عزاداری و پناه بردن به مزار كشته شدگان و اظهار عجز ولابه و دادن تصویری ضعیف و مایوسانه از جمعیت میلیونی معلمان است كه آموزش و پرورش فرزندان و جوانان یك جامعه هشتاد میلیونی را برعهده دارند!

 قابل درک است که،‌ در شرایط غیر انسانی و بربریت جمهوری اسلامی، مردم را به روزی انداخته اند، برای اینكه حقوق ابتدایی شان را بخواهند اول باید چند بار به سر اسلام و قران قسم بخورند و چند شهید را شاهد بگیرند كه مسلمان اند و هدفشان عزت و حرمت اسلام و میهن و از این قبیل است. یعنی بدوا انسان باید از استقلال و اعتماد بنفس و حرمت وكرامت انسانی اش مایه بگذارد و خود را به مقدسات نظامی آویزان كند كه اساسا برای این سر كار است كه اختیار و عزت وحرمت را از انسان ها بگیرد. مگر نگه داشتن ده ها میلیون كارگر و میلیون ها معلم و پرستار و حقوق بگیر دیگر، زیر خط فقر و محتاج و گرسنه نگه داشتن شان، تعرض به عزت وحرمت انسانی آنها و جنایت نیست؟ مگر نه این كه تعدادی سرمایه دار معمم و غیر معمم تمام سرمایه و درآمد مملكت را صاحب اند و اكثریت مردم نیازمند مسكنی مناسب، خوراكی كافی و دارو و درمان بچه هایشان اند! مگر نه اینكه جماعتی سرمایه دار در مراكز مذهبی و نظامی ودولتی و در بخش خصوصی كل دارایی های مملكت را در اختیار دارند... در عوض،  فقر و فلاكت از سرو كول جامعه هشتاد میلیونی انسان های كارگر و معلم و كارمند و پرستار و زنان و مردانی كه چرخ های جامعه را می چرخانند،‌ بالا می رود!

 در چنین بربریت اسلامی كه سگ صاحبش را نمی شناسد، توقع شفقت و حفظ حرمت و كرامت انسانی از سران جمهوری اسلامی ونمایندگان سرمایه داران ایران، توقعی بیهوده است. اگر شما یك آیه در جلب شفقت این ها بیاورید هر امام جمعه شان صدتا آیه در توجیه و تفسیر نظام سركوب و خفقان و بربریت و تبعیض و نابرابری اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و جنسی در جیب دارند.

 معلمان، این جمعیت میلیونی باید سر راست سراغ مطالباتشان را بگیرند. بدون قسم و قران و اعلام عزاداری خواستار آزادی معلمان دربند، كارگران زندانی و همه زندانیان سیاسی شوند. بدون دادن هیچ آوانسی به سران رژیم وقوانین ضد انسانی، مستقیما و سر راست حقوق ابتدایی خود را بخواهند. خواستار آزادی عقیده و بیان و اندیشه و جدایی مذهب از آموزش و پرورش شوند. می توان به قدرت چند ده میلیونی معلمان و دانش آموزان و خانواده هایشان، محیط آموزش و پرورش را از وجود و دخالت كثیف جاسوسی و پلیسی و انچه كه خود معلمان، "رفع فضای امنیتی از مدارس و ادارات آموزش وپرورش، تأمین امنیت شغلی فرهنگیان و پرهیز از مخبر پروری در فضای کلاس و مدرسه و اجتناب از پرونده سازی برای فرهنگیان منتقد" می نامند،‌ در امان نگه داشت...

تجربه دو دهه مبارزه معلمان كافی است نشان دهد كه توكل به بالا و توسل به استغاثه و توقع الطاف دولت و دلسوزی و شفقت سران دولت جمهوری اسلامی پوچ است. معلمان مجلس اسلامی را "نمایندگان خود در خانه ملت" نامیدند و بارها جلو درب آن اجتماع كردند، اما مگر غیر از تحقیر و تهدید جوابی نگرفتند!

 

برگزاری مجامع عمومی

مجامع عمومی معلمان در سطح مناطق شهری، گردهماییهای مشترک معلمان و دانش آموزان، دعوت  از والدین دانش آموزان به گردهمایی در مدارس و آگاه کردنشان به شرایط کار و زندگی معلمان و جلب حمایتشان... معلمان را از پشتوانه عظیم  اتحاد درونی و حمایت اجتماعی برخوردار میكند.

 

تبلیغات و مدیا

انتشار منظم نشریه معلمان، پخش اطلاعیه های روشنگرانه خطاب به جامعه و مردم و بویژه خانواده دانش آموزان و خود دانش آموزان در مبارزه معلمان حیاتی است. اگر مدیای دولتی پخش اخبار و مبارزات و خواستهای معلمان و شرایط فلاکتبار زندگیشان را سانسور میکند باید این سد سانسور را با  چاپ نشریه، برگزاری سمینارها و پخش بیانیه  و اطلاعیه های خبری و روشنگرانه شکست.

 

خواستهای روشن و زمان بندی شده

خواستهای معلمان در قطعنامه تشکلهای صنفی هر شهر و محل به صورتهای مختلف منعکس است. از جمله در بیانیه و فراخوان اخیر کانون های صنفی معلمان. اما گاهی انتخاب یک یا دو مطالبه مانند افزایش حقوق معلمان و آزادی همکاران، می تواند در اولویت قرار گیرد. خواست  تحصیل رایگان، آموزش یکسان برای همه، لغو مدارس خصوصی و از این قبیل خواستی اجتماعی کل جامعه کارگری و زحمتکشان از جمله معلمان است.  تحقق این خواست در گرو یک جنبش عظیم اجتماعی بوسعت ایران است. این خواست مثل خواست طب مجانی است که اکثریت عظیم جامعه از گرانی دارو و درمان و معالجه و مخارج بیمارستان بشدت رنج می برند. همانطوریکه از پرداخت شهریه و تهیه کتاب درسی و لباس و لوازم التحریر برای فرزندانشان رنج می برند. اما افزایش حقوق معلمان به سطح بالای خط فقر و آزادی فوری معلمان در بند، خواستی ویژه معلمان و فوری و فوتی و حیاتی است که  نیروی خود معلمان اگر یک کاسه و متحد و هماهنگ شود این خواست را می تواند به کرسی بنشاند.  این کاری شدنی است.

 

معلمان تنها نیستند! 

تعرض دولت  سرمایه داران به سفره كارگران، معلمان و همه زحمتكشان، فلاكت بی سابقه ای را به طبقه كارگر و همه مزد بگیران جامعه ایران تحمیل كرده است. ابعاد گرانی و تورم و گرسنگی و فقر روز بروز سرعت افسارگسیخته تری بخود می گیرد. مبارزه سراسری معلمان ندای بخش مهمی از زحمتكشان جامعه ایران علیه این موج تعرض و تحمیل زندگی فلاكت بار و بی حقوقی و ستم است. باید به استقبال این صدا و این تحرك انسانی رفت. باید دست تك تك معلمانی را كه در این مبارزه حق طلبانه و شرافتمندانه شركت تمام كرده و  میكنند، فشرد. باید به روی مسوولین و نوكران حراست مدارس در هر لباسی تف انداخت و باید  معلمان و دبیران و مدیرانی را كه در مبارزات معلمان شریك نیستند  و با همقطاران و همسرنوشتان خود همراهی نمیكنند،  سرزنش كرد.

 آیا راه دیگری جز اینكه معلمان با  یک حركت انسانی ، اجتماعی و یكپارچه، صدای خود و خانواده ها و فرزندان گرسنه شان را به كل  جامعه برسانند، هست؟  انتظار شفقت از دولت حافظ سرمایه و سود و از سرمایه داران و دولتمردان شكم سیری كه از هر گونه وجدان و انسانیت تهی اند، بیهوده، فرسوده کننده و یاس آور است.   

  معلمان سال ها است وعده و وعیدهای دولتیان و مجلسیان را دیده و تجربه كرده اند. گاها پیش آمده که کانون های صنفی معلمان و رهبران و فعالین معلمان بخاطر وعده یک نماینده مجلس یا دولت به انتظار نشستند. برای مثال در سال ٨٧ به وعده احمدی نژاد اعتراض اعلام شده خود در بهمن ماه را لغو کردند. دو دهه است معلما ن را سر میدوانند. كانون معلمان در همه این سال ها و بارها چشم امید به  "الطاف " دولت و دلسوزی "خانه ملت"  دوخت. اگر امروز حتی یك معلم پیدا شود كه به وعده امثال روحانی یا وزرا و وکلای مجلس دل خوش كند و یا مجلس اسلامی را خانه مردم بنامد و به دلسوزی نمایندگان مجلس اسلامی  امید ببندد...، باید متاسف بود!

 تجمعات سراسری معلمان این بار در ١٣ مهر ماه هم، جلوه ای از یك اعتراض توده ای و بخش مهمی از یك مبارزه عمومی و سراسری تر درجامعه است .در این جنگ و جدال اجتماعی و سرنوشت ساز و در مقابل سرمایه داران و دولتشان كه بحران اقتصادیشان را بر سفره خانواده های كارگران و معلمان و زحمتكشان سرشكن میكنند، طبقه كارگر نقش پیشتاز و موثر و تعیین كننده ای دارد .اگر مبارزه و اعتراضات طبقه كارگر با مبارزات  و اعتراضات  عمومی و سراسری تر معلمان و همه زحمتكشان جامعه علیه فقر و گرسنگی و علیه تورم و گرانی و بی حقوقی محض همراه شود،  كم ترین نتیجه اش سر فرود آوردن دولت و سرمایه داران در مقابل خواستهای كارگران، معلمان و همه زحمتكشان جامعه  است.

 تدارك این همبستگی و بهم پیوستگی مبارزات و اعتراضات توده كارگر و معلم و زحمتكش، بر عهده فعالین و رهبران و پیشروانی در میان طبقه کارگر و صف عظیم معلمان و... افتاده است كه با ستم و استثمار و  بی حقوقی سر سازگاری ندارند و برای رهایی از این فلاكت به  لولای اتحاد توده های كارگر و زحمتكش تبدیل میشوند.

 

دوستان!
محکوم کردن میلیونی معلمان و خانواده هایشان به یک زندگی فلاکتبار و زیر خط فقر جرم است. تعقیب و دستگیری و سلب آزادی و تعرض به حرمت معلمان و محیط آموزش و پرورش فرزندان مردم، جرم است. این مجرمین اند كه باید جواب بدهند.  هم اکنون سرنوشت آزادی و نان سفره میلیون ها مزدبگیر جامعه از كارگر و معلم و پرستار و زن و جوان بیكار به هم گره خورده است. كارگران، معلمان و همه زحمتكشان جامعه به اتحاد و همدلی و هماهنگی مستقل و روی پای خودو بدون اتكا به این و آن جناح دولت و سرمایه داران ریز و درشت نیاز دارند. اجتماع در جلو مجلس، نامه سرگشاده به روحانی و ...، به خودی خود ایرادی ندارد اما تجارب تا كنونی مبارزات خود شما نشان داده است كه دولت و نمایندگان مجلس ناجی معلمان نیستند. اینها حافظان قوانین تبعیض آمیز و نابرابرند. پشتگرمی شما و ضامن موفقیتتان توده عظیم و یك میلیونی معلمان و اعتصابات  سراسریشان است. دستهای گچی شما دل دولتمردان را به رحم نمی آورد، همچنانكه فقر و گرسنگی فرزندانتان وجدان كرم خورده  این شكم سیران را بیدار نمیكند. به جای نشان دادن دستهای گچی، مشتهای گره كرده تان را به این غاصبان نان سفره كارگر و معلم و پرستار نشان دهید! ١٥ میلیون دانش آموز تحت فشار فقر و خواهان رهایی فرهنگی و اخلاقی حامیان شما معلمان هستند. قدرت خود را دریابید و سازمان دهید و به میدان بیاورید.

 قانون اساسی و كلیه قوانین سیاسی و قضایی و شرعی جمهوری اسلامی اساسا برای در بند كشیدن انسان و حرمت انسانی، سلب آزادیهای سیاسی وا جتماعی، اجرای تبعیض جنسی و سركوب و استثمار و در فقر و نیازمند نگه داشتن كارگران و مردم زحمتكش است. در این قوانین، معلم بدوا اسلامی و مجیزگوی دولت است تا معلم و مدرس و متخصص. در این قوانین دخالت مذهب در ‌آموزش و پرورش با كثیف ترین شیوهای پلیسی ممكن سازمان یافته است. در این قوانین، آزادی بیان و دفاع از علم و پیشرفتهای بشر و دفاع از حرمت انسان در مقابل ارتجاع و بربریت جرم است. و بالاخره در این قوانین گرسنه نگه داشتن معلم و خانواده و فرزندانش امری معمول است. این را معلمان خود،‌ بارها در اعتصابات و تجمعات و بیانیه هایشان در چند سال اخیر بیان كرده اند. جز با نشان دادن قدرت اجتماعی و عزم و اراده استوار، غاصبان حقوق و داراییهای مردم و جامعه،  تسلیم نمیشوند.

 برای شما در دور جدید مبارزه تان آرزوی موفقیت دارم و امید دارم که طبقه کارگر، دانش آموزان و خانواده هایشان و همه زحمتکشان جامعه از مبارزات شما حمایت کنند و بپذیرند که پیروزی شما پیروزی همه است.

 مظفر محمدی

مهر ماه ٩٦ (اکتبر ٢٠١٧)